شاخه ها
clear-bug-div

کشکول(coco de mer) چیست؟

کشکول قدیمی.jpg

در برهان قاطع آمده است که معني کشکول، کشيدن به دوش است. چه "کِش" به معناي کشيدن و "کول" دوش و کتف را گويند و چون معمولاً درويشان زنجير کشکول را روي دوش مي انداختند آن را کشکول خواندند.

کشکول ميوه درختي به نام "کوکو دومر" coco- de- mer است که در مجمع الجزاير سِشل مي رويد. اين جزاير در اقيانوس هند، ميان هندوستان و آفريقا قرار دارند و صادرات عمده اين مجمع الجزاير ميوه درخت مزبور است. مرکز اصلي اين درخت يک جزيره از اين مجمع الجزاير به نام پراسلين مي باشد که از جزاير جنوبي است.

میوه کوکودمر

اين درختان در قديم الايام در تملک سلطان جزاير و اطرافيان او بود و اگر کسي بدون اجازه از آنها استفاده مي کرد دستهايش رامي بريدند و حتي امکان داشت او را بکشند.

اين درخت نر و ماده دارد و ارتفاع آن گاهي تا 30 متر مي رسد. هر درخت ماده در سال تنها چندعدد از اين ميوه را به ثمر مي رساند و اين ميوه بزرگترين و سنگين ترين دانه گياهي دنيا و از نظر رشد کندترين آنهاست. در داخل ميوه مزبور، زماني که نارس باشد، ماده اي ژله اي و شيرين وجود دارد که از آن دسر درست مي کنند و مغز اين ميوه، زماني که رسيده باشد، در طب قديم استفاده داروئي زيادي داشته و بعنوان پادزهر و داروي ضد فلج و ضد صرع و همچنين براي درمان انواع ناراحتي هاي عصبي و روده اي استفاده مي شده است.

در حال حاضر هر سال نزديک 3000 عدد از اين ميوه ببار مي آيد که تعدادي از آنرا درحالي که سبز و نارس است باز کرده ژله داخل آن را براي تهيه يک دسر گرانقيمت يا بقولي سلطنتي استفاده مي کنند و به توريستها عرضه مي دارند. ولي از پوست ميوه ي رسيده ي آن معمولاً ظرف ميوه خوري، ظرف آب، بشقاب، جام و وسايل تزئيني مي ساند که بعنوان ظروف پراسلين Praslin معروف است. ماهيگيران اين جزاير از پوست اين ميوه بعنوان ظرفي مخصوص براي خالي کردن آب قايق هاي خود استفاده مي کنند.

کشکول

اين درخت تا قرن شانزدهم دردنيا ناشناخته بود.اولين بارپرتقالي ها در سال 1553 اين ميوه را پيدا کردند. چون ميوه مزبور را در نزديکي سواحل پراسلين يافته بودند، گمان مي کردند که قرن ها پيش جزايري از آسيا توسط سيل بزرگي زير آب رفته و اين ميوه جنگلي بقاياي آن جنگل زيرآب رفته است.

ميوه "کوکو دومر" بوسيله اولين کاشفان اروپائي اقيانوس هند به اروپا آورده شد و شاهان و شاهزادگان اروپائي اشتياق زيادي براي بدست آوردن اين ميوه داشتند. براي مثال، رودلف دوم، امپراطور اتريش، براي يکي از اين ميوه ها حدود 4000 سکه طلاي هندي پرداخت کرد.

در سال 1881 ژنرال چارلز گردون Charles Gordon انگليسي وقتي که در ماموريت نظامي خود از موريس به جزاير انگليسي سِشل رفت بشدت فريفته و دلبسته جزيره پراسلين و درخت "کوکو دومر" شد. او جزيره مزبور را باغ عدن واقعي مي خواند و درخت "کوکو دومر" را درخت علم مي شمرد و ميوه آن را همان ميوه هوس انگيزي مي دانست که حوا آدم را به خوردن آن تحريک کرده بود و با دلايل بي شمار تاکيدداشت که اين نظريه خود را به اثبات برساند.

تا سالهاي اخير از سِشل ساليانه چند صد دانه ميوه "کوکو دومر" به هند و کشورهاي شرقي فرستاده مي شد که مغز آن را در امور طبي بکار مي بردند و فقرا از پوست آن بجاي کاسه استفاده مي کردند و حاجياني که از آن نواحي به مکه مي رفتند از آنجا که مي خواستند حتي المقدور وسايل طبيعي بکار برند پوست مزبور را براي ظرف غذا استفاده مي کردند.

میوه کشکول کوکودمر

طرز ساختن کشکول بدين طريق است که چون ميوه نام برده را از وسط ببرند دوکشول بدست مي آيد. نخست پوسته زيرين آنرا جدا مي کنند، سپس ريشه هاي قهوه اي رنگي که روي قشراصلي قرار دارد مي کنند تا به سطح اصلي برسند و با سنگ فلزي آنرا مي سايند تا صاف شود. آنگاه در جلو و عقب دهانه آن با مته دو سوراخ درست کرده دو سر زنجيري را به اين دو سوراخ متصل ميکنند و براي اينکه بعنوان وسيله آب خوردن از آن استفاده کرد، جلو آنرا سوراخ کرده لوله اي فلزي (معمولاً حلبي) در آن مي گذارند که بتوان از آن لوله آب خورد و سرانجام براي اينکه کشکول زرق و برق بيشتري پيدا کند مغز گردوي سوخته را به آن مي مالند تا سطح خارجي آن را جلا دهد.

 

در مورد چگونگي آمدن کشکول به ايران ميتوان حدس زد که اين ميوه را از سِشل به هندوستان آوردند و مرتاضان و فقيران هند که آن را بجاي ظرف آب و غذا بکار مي بردند به ايرانيان معرفي کردند و بهر حال از هندوستان به ايران رسيده است و بنا به دلايل زير مي توان گفت که از زمان شاه نعمت الله ولي (متوفي 834 هجري قمري) تا اوايل دوره صفويه کشکول از هند به ايران آمده و يا لااقل اين فاصله زماني دوره رواج کشکول در ايران بوده است:

 

- نخست آنکه ارادت سلطان احمد بهمني دکني به درويشان نعمت اللهي موجب شد که در آن دوران عده اي از درويشان نعمت اللهي به هند بروند و يا از هند به ايران بيايند.

کشکول شاه نعمت الله ولی

کشکول شاه نعمت الله ولی

- گذشته از آن در اين دوره سلسله نوربخشيه در ايران و هند مشايخ و مريدان بسياري داشت که رفت و آمد آنها ميان ايران و هند دررواج کشکول در ميان صوفيان ايراني مؤثر بوده است.

- درعين حال اوايل دوره صوفيه زمان فعاليت درويشان خاکسار در ايران بود که ايشان مبلّغ شيعه صفوي بوند واکثر با بخود کشکول داشتند بخصوص که درويشان سلسله خاکسار با درويشان جلالي هند در ارتباط بودند و درويشان جلالي ازهند به ايران مي آمدند وخاکسارها به هند مي رفتند.

همراه با آمدن کشکول به ايران ،حکايات افسانه اي و سحرآميز هنديان درباره مشخص نبودن منشا کشکول و جنبه شفا بخش آن نيز دهان به دهان به گوش ايرانيان رسيد و بهر صورت در ايران کشکول مورد توجه خاص صوفيان قرار گرفت و از آن استفاده کردند.

در ميان صوفيان ايران کشکول به حدي رواج پيدا کرد که ازلوازم يا به اصطلاح درويشان از وصله هاي مهم فقر شد و جنبه روحاني و معنوي به خود گرفت و برجسته ترين نشاني شناسائي درويشان بود. براي مثال پيش از آمدن کشکول به ايران، اگر درويشي عدم صلاحيت اخلاقي داشت، شيخ طريقت خرقه اورا ازاو مي گرفت ولي بعد از آمدن کشکول تنها کافي بود که شيخ طريقت به علت عدم صلاحيت درويش، کشکول او را از وي بگيرد. همچنين اگر پيش از پيدايش کشکول صوفياني مانند حافظ خرقه خود را رهن خانه خمار مي دادند، بعد از رواج کشکول درميان درويشان، ايشان کشکول خود را درگرو دم ودود مي گذاردند.

گروهي ازدرويشان دراوقات بيکاري اشعار مشايخ طريقت يا آيات قرآني بويژه آيه الکرسي و شمايل مشايخ صوفيه را بر سطح خارجي کشکول حکاکي ميکردند ونمونه هائي که ازاين هنر بجاي مانده شاهکار خط ونقاشي است.

 

کشکول بويژه در زمان صفويه و قاجار آرم و نشان صوفيان بوده است و مردم از طريق نگهداري آن درمنازل علاقه خود را به تصوف نشان مي دادند.

کشکول ظهیرالدوله

کشکول ظهیرالدوله

نوع کشکول و مورد استفاده آن نيز گوناگون است. براي نمونه هنگامي که دانه اصلي را به دوقسمت مي کنند دو کشکول بدست مي آيد، يکي راست و ديگري چپ. راست از آن نظر که چون به ساعد راست آويزان مي شود انحنايش بطرف بيرون است و چپ را به عکس چون به ساعد چپ بياويزند انحنايش بطرف بيرون است. در گذشته کشکول راست ويژه درويشان نعمت اللهي بود که آنرا به ساعد راست مي آويختند و در کوچه و بازار قدم مي زدند و اشعار عارفانه را با نوائي خوش مي خواندند که اين عمل هم تبليغ تصوف بود و هم تجربه اي براي خودشکني صوفيان مبتدي که خود را به شکل گدا و فقير در انظار نشان دهند و بدينوسيله پا بر سر من و ما وهستي خود زنند. کشکول چپ ويژه فقراي خاکسار (جلالي) بود که به ساعد چپ مي آويختند و در بازار ومعابر به اصطلاح پرسه مي زدند و نياز مي گرفتند و مردم هديه شان را در آن کشکول مي ريختند و به اين ترتيب در ظاهر درويشان نعمت اللهي از فقراي خاکسار متمايز بودند. درويشان برحسب بزرگي و کوچکي نام هاي مختلفي بر آن نهاده اند از جمله کشکول بزرگ را "بحر" کشول متوسط را "گنج" وکشکول کوچک را"گلدان" مي گفتند.

از روي اصل کشکول بعدها کشکول حلبي، برنجي، سفالين و چوبي (بويژه چوب درخت توت) درايران مي ساختند که معمولاً در آنها آب و يا شربت ريخته و درهنگام عزاداري و سوگواري رايگان به تشنگان مي دادند و در آب آن انواع عرق گياهان و گلهاي معطر براي خوشبو شدن مي ريختند.

درايران درويشان کشکول را بجاي ظرف غذا بکارمي بردند، زيرا مانند ظروف مسي متداول آن زمان زنگ نمي زد و احتياج به سفيد کردن نداشت. تميز کردن زنگ فلزات براي درويشان آن زمان که بويژه اغلب در سفر بودند کاري دشوار بود و کشکول اين مشکل را نداشت. ديگراينکه درويشان در سفر و حضر از کشکول بجاي دلو براي کشيدن آب از چاه استفاده مي کردند بدين طريق که رشته اي که به کمر داشتند، و آن نيز از وسايل درويشي بود، به زنجير کشکول مي بستند و از چاه آب بيرون مي کشيدند و براي پختن غذا و رفع تشنگي و تطهير بکار مي بردند و در مواقع ديگر لوازم خود را در آن مي گذاشتند و بدوش مي کشيدند.

کشکول درادبيات فارسي تاثيري نيز داشته است. براي مثال شيخ بهائي که از فقهاي زمان صفويه است (متوفي به سال 1031هجري قمري در اصفهان) يکي از آثار معروف خود را کشکول ناميده و هم از اوست که مي گويد:

دلم از قيل و قال گشته ملول اي خوشا خرقه و خوشا کشکول


 

ادامه
googleecabd486e066bd95